تبلیغات
رشحات - پیک یا مسئول IT ؟؟ !!
1390/12/15  13:18    ویرایش: 1390/12/22 17:38

بسم الله
خیلی خیلی وقت بود دلم میخواست یه موضوع باز کنم در مورد گپ و گفتهایی که با موتوری ها میزنم

اصل قضیه اینه که به خاطر عدم اجازه حضرت مادر برای خرید موتور مجبورم بیشتر اوقات از بروبچ پیک خواهش کنم که با هم یه مسیری را بریم
 
آخه جبهه تو طرحه من هم تنبل تر از اینم که با مترو بیام
یا دیر شده و باید به سرعت برسم
 
یا داریم میریم جلسه حاج آقا و اگر با موتور نریم به اول سخنرانی نمیرسیم
یا هزار تا دلیل با خود و بی خود دیگه

وقتی هم که سوار میشم
اگر حال داشته باشم شروع میکنم به کل کل اگر هم که نه هدفون میذارم تو گوشم تا برسیم به مقصد

قصه امروز
 
امروز هوا خیلی سرد بود ولی دلم میخواست زودتر برسم
گوشه خیابون ستارخان ایستاده بودم 
هیشکی پیدا نمیشد
تا اینکه یه موتور پیدا شد  از این طرح ویو ها
بچهه های موتور سوار میدونن که به طور کلی کمتر پیدا میشه کسی که با این موتورها مسافر سوار کنه

وقتی سوار شدم شروع کردیم به صحبت کردن
دم میدان توحید پرسید
دانشجویی گفتم بله
گفت: چه رشته ای ؟
شروع کردم توضیح دادن
 
گفت: من هم از علم صنعت مدرک کامپیوتر گرفتم
الان هم یه چند روزی که با رییسن دعوام شده وهی زن میزنه که برگرد
ولی محل نمیذارم
واسه تنوع هم که شده مسافر کشی میکنم
 
شروع کرد توضیح دادن که تا حالا سه تا اختراع ثبت شده دارم
و قدیم قدیما قبل از اینکه سیستم اندروید بیاد تو کشور برای تفریح روی اون کار میکردم
 
خلاصه ما همینجوری گریخیده بودیم که رسیدیم سر کوچه جبهه
 
برام جالب بود
میگفت لازمه هرازگاهی یه حالی به نفست بدی که خیلی خوش بهش نگذره
 
عجیب کلاسی بود
اندازه 16 هفته آموزشی مطلب داشت
 
باید یاد بگیرم همین جوری از رئی ظاهر افراد قضات نکنم
شاید به قول شعرا:
 
جهانی است بنشسته در گوشه ای
 
 
 

   


نظرات()   

رشحات

The knowldge is King