تبلیغات
رشحات - تقلایی برای تغییر
1390/11/19  15:18    ویرایش: - -
نوع مطلب: دفتر مشق ،

یادداشتی بر فیلم "زندگی خصوصی آقا و خانم میم"

تقلایی برای تغییر

بی تردید فیلم "زندگی خصوصی آقا و خانم میم" را می توانیم آیینه تمام نمای واقعیت موجود بخش کثیری از خانواده های ایرانی بدانیم.

هرچند شاید به مذاق بسیاری خوش نیاید که اذعان کنیم، دوره ی ما عصر افول و اضمحلال بنیان های خانواده است و این واقعیتی غیر قابل انکار است که برای این مساله علل و عوامل متعددی را می توانیم نام ببریم.

" زندگی خصوصی آقا و خانم میم" دقیقا به یکی از مهمترین و اصلی ترین علل این تزلزل پرداخته است.

شک، تردید و عدم اعتماد متقابل در خانواده را می بایست آفتی دانست که ریشه های اصلی این نهاد اجتماعی را می خورد و آن را به ورطه نابودی می کشاند.

فیلم روایت خانواده ای است که تمامی نمادهای یک زندگی مدرن را دارا می باشند، زندگی در هتل، عدم روابط فامیلی ، زندگی شغل محور، استرس و اضطراب و... تمامی این نمادها بیان کنده سبک زندگی است که با روحیات یک خانواده ایرانی در تعارض است.

محسن و آوا به همراه پسر کوچک خود به منظور تصدی پست شغلی مهمی به تهران سفر می کنند و در هتلی اقامت می کنند. محسن فردی با روابط اجتماعی بالا و موقعیت شغلی مناسب است که با همسرش آوا اختلاف دارد و مبنای این اختلافات همان شک و عدم اعتماد است.

اما نکته ی حساسی را که روح اله حجازی در این فیلم  هدف قرار داده است ، همان دعوای همیشگی سنت و مدرنیته است.

 

محسن با وجود گرایش به فضای مدرن نتوانسته است که خود را به طور کامل با آن تطبیق دهد و هنوز ریشه های فکر سنتی را دارد به تعبیر دیگر این دوگانگی در شخصیت چنین افرادی موجب بروز رفتارهای متناقض می شود.

بدون شک وقتی فردی می خواهد زندگی مدرنی داشته باشد می بایست الزمات و تبعات آن را هم بپذیرد به گونه ای که عدم تعصب و غیرت یکی از ملزومات این سبک زندگی است.

حمید فرخ نژاد در نقش محسن دقیقا نمونه یک فردی است که دچار اینچنین دوگانگی شده است که هم تمایل به شرکت همسرش در جلسات کاری دارد و هم تحمل نگاههای دیگران بر همسرش را ندارد.

به عنوان نمونه هم نمی تواند از شرکت همسرش در جلسه ای کاری جلوگیری کند و هم برای اینکه با چه لباسی در این جلسه شرکت کند با مشکل روبرو شده است و یا در صحنه ای دیگر نمی تواند تنهایی آوا با دکتر گوهریان را بپذیرد به همین خاطر دست به تعقیب آنها می زند.

خانواده ی مدرن زندگی شغل محور دارند از این باب تعاملات و روابط خود را هم در قالب کار تعریف می کنند. عدم تعلق به فامیل را می توان در دوری و بی تفاوتی آوا و محسن نسبت به خانواده هایشان مشاهده کرد.

اما نکته ای را که می بایست به عنوان عامل بوجود آمدن تردیدها بدانیم ، سوء تفاهم است. به تعبیر دقیق تر وقتی محسن و آوا هیچ گونه تلاشی برای روشن کردن فضای مبهم زندگی خود نمی کنند.

پایان دقیق و تامل برانگیز فیلم هم دقیقا همان واقعیتی است که برای چنین خانواده هایی رخ می دهد.جدایی و از هم پاشیدگی خانواده هایی که نتوانسته اند نسبت خود با سبک زندگی مدرن را مشخص کنند و به تعبیر دیگر هنوز تصمیم نهایی خویش را نگرفته اند.

آنچه که در تمامی دیالوگ های حمید فرخ نژاد موج می زند تاکید بر تغییر است ، به تعبیر دیگر مهتاب کرامتی یا همان آوا برای بهتر شدن گریزی جز انتخاب نفی سنت و پذیرفتن مدرنیته ندارد ، انتخابی که حتی باعث تعجب از طرف فرزند وی می شود.

 


نکته آخر را می بایست به حواشی پیرامون این فیلم اختصاص دهیم که مهمترین آن حضور ابراهیم حاتمی کیا به عنوان بازیگر در نقش دکتر گوهریان بود.

حاتمی کیا با بازی روان و نقش مناسبی که بر عهده گرفته بود توانست بازی خوب و قابل قبولی را ارائه دهد .

در پایان باید بیان کرد نکته ای را که روح اله حجازی در قالب فیلم "زندگی خصوصی آقا و خانم میم" بیان می کند ، معضلی است که همین امروز بسیاری از خانواده های ایرانی به چالش کشیده است و حل آن نیز در همان انتخاب نهایی است که باید توسط خانواده ها صورت گیرد.

بهمن 1390

   


نظرات()   

رشحات

The knowldge is King